گزارش سخنرانی دکتر قراملکی در پیش نشست دهم: الهیات عملی و معضله هم سرنوشتی
08 بهمن 1400

در ادامه فایل تصویری و گزارش مکتوب سخنرانی جناب آقای دکتر احد فرامرز قراملکی (استاد گروه کلام و فلسفه اسلامی دانشگاه تهران و رئیس بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی) با عنوان «الهیّات عملی و معضله هم‌سرنوشتی» در دهمین پیش نشست کنفرانس بین المللی الهیات عملی که در تاریخ 6 بهمن ماه 1400 به میزبانی بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی برگزار گردید، تقدیم علاقه‌مندان می شود. (توجه فرمایید که فایل تصویری این سخنرانی تا دقیقه پنجم، مشکلاتی به لحاظ صوتی دارد.)


 

جناب آقای دکتر قراملکی در سخنرانی خود به تحلیل نسبت میان الهیّات عملی به مثابه یک گستره معرفتی با معضله هم‌سرنوشتی پرداختند. ایشان در ابتدای سخنان خود به این نکته اشاره کردند که علی رغم اقبال روز افزون مسیحیان به الهیّات عملی، هنوز مباحث با این عنوان از انسجام معرفتی، وحدت روشی و غایی برخوردار نیست. از نظر دکتر قراملکی یکی از مواضع ابهام در الهیّات عملی قلمرو معرفتی آن است که ناظر به تبیین الهیّاتی تجارب زیسته بشر با رویکرد عملی و هنجاری به منظور حل مسائل جاری زندگی بشر است. ایشان تاکید کردند که برای رسیدن به این هدف، الهیّات عملی ناگزیر از گفت و گو با علوم و دانش های مختلف است.

دکتر قراملکی در ادامه به تبیین مفهوم هم‌سرنوشتی پرداختند. این مفهوم ابتدا در هم‌سرنوشتی ذی نفعان یک سازمان در پیامدهای تصمیم  طرح شد. هم‌سرنوشتی (shared fate) از خواص گروه اجتماعی است. عضویت در گروه اجتماعی، صرف نظر از چگونگی  و اهداف و ساختار آن، سرنوشت بیش و کم یکسانی را برای همه اعضا رقم می­زند. اعضا نه تنها در سود و ضرر بهره‌­مند می­شوند بلکه در اموری سرنوشت ساز نیز شریک می­شوند. هم‌سرنوشتی سطوح گوناگون بر حسب حجم گروه اجتماعی و پیوند درونی آن دارد، مانندِ خانوادگی، سازمانی، ملی و جهانی. از این رو، هم‌­سرنوشتی را باید از مفاهیم قدرتمند(powerful concepts) دانست که می تواند کارکردی دوگانه داشته باشد: ویرانگری و آبادگری. به عبارت دیگر، هم­‌سرنوشتی هم می‌­تواند سبب بازندگی و بازماندگی گروه باشد و هم می تواند عامل تعالی و سرآمدی آن باشد. بر این اساس، مسئله محوری در هم­‌سرنوشتی چگونگی هدایت نیروی آن از بازدارندگی به بالندگی است. این معضله به ویژه در سطح جهانی با توجه به مسائل محیط زیست جهانی اهمیت روز افزون یافته است.

ایشان پس از این توضیحات، وارد بحث اصلی خود درباره نسبت هم‌سرنوشتی با الهیّات عملی شدند. از نظر دکتر قراملکی این ارتباط در سطح راهبردی(strategic) است و نه عملیاتی(operational) و از این رو توجه به معضله هم‌سرنوشتی و نقش الهیّات در گشودن برخی از مسائل آن، پیشنهاد جدیدی از قلمرو راهبردی در الهیّات عملی  را مطرح می سازد. به نظر می رسد آیات قرآن درباره سرنوشت اقوام را با در نظر داشتن مفهوم هم‌سرنوشتی بتوان بسیار دقیق تر فهم کرد و اساساً گویی هدف از ارسال رسل هدایت و تدبیر هم‌سرنوشتی بشر بوده است. ایشان مباحث خود را بدین نحو جمع بندی کردند که الهیّات عملی به عنوان شاخه ای از الهیّات که کاملاً با مسائل زیسته و دغدغه های عینی زندگی انسان سر و کار دارد، بیشترین پیوند را با مفهوم هم‌سرنوشتی پیدا می کند و از این رو الهیدانان عملی باید به دنبال پاسخ این پرسش باشند که الهیّات عملی به چه نحو (به طور خاص با چه دستورات مراقبتی) می تواند بالندگی و بازندگی گروه­‌های اجتماعی در سطوح مختلف را تعریف و سپس آن را از بازندگی به بالندگی هدایت کند، و از آنجا که درجات گوناگون قدرت هم‌­سرنوشتی  تابع عوامل فراوان با وزن­های مختلف است، الهیّات عملی برای پرداختن به این مسئله نیازمند استفاده از تحلیل های ریاضیاتی تانسوری و نه ماتریسی است.