دکتر اکبری در این سخنرانی به لزوم بازتعریف آموزش های دروس مربوط به حوزه الهیات (معارف) در دانشگاه های کشور پرداختند. ایشان با احصای دروس اعتقادی در دانشگاه ها (چهار درس اندیشه اسلامی 1، اندیشه اسلامی 2، انسان در اسلام، و حقوق اجتماعی و سیاسی در اسلام و برخی عنوانهای عام دیگر از جمله اخلاق و آشنایی با منابع اسلامی) کارآیی و تاثیر این دروس را در نسبت با وضعیت مطلوب، ضعیف ارزیابی کردند. هرچند در مصوبات اخیر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، تغییراتی همچون تنوعبخشی به سرفصلها و منابع درسی (ارائه بسته های درسی اخلاق، آشنایی با منابع اسلامی (با محوریت نهج البلاغه)، عقاید، تاریخ و تمدن و انقلاب به همراه معرفی منابع مطالعاتی متنوع) لحاظ شده است و همچنین ساختارهایی همچون «شورای معارف اسلامی»، «کمیسیون تخصصی محتوا و متن دروس معارف اسلامی»، و «کمیسیون تخصصی استادان و گروههای معارف اسلامی» برای سامان دهی و نظارت بیشتر بر محتوای دروس معارف تعریف شده است، اما این تغییرات در عین مفید بودن، پاسخگوی مسائل جدید تولید شده در اثر تغییرات سریع و مستمر اجتماعی نیست.
از نظر دکتر اکبری وجود عواملی همچون بی علاقگی دانشجویان به دروس معارف، تاثیر کم این دروس بر آنها، عدم نیاز سنجی طیف های مختلف دانشجویان و به علاوه وجود نوعی شکاف و دوگانگی میان گروه معارف و دیگر گروه های علمی دانشگاه، همه حاکی از آن است که نیازمند تغییراتی وسیع تر و عمیق تر در حوزه دروس معارف دانشگاه ها هستیم. ایشان در مقام ارائه راهکار برای اصلاح وضعیت موجود به چند نکته اشاره کردند: 1.حضور صاحبنظران رشتهها و زیررشتههای تخصصی علوم انسانی همچون روانشناسی، جامعهشناسی، تعلیم و تربیت، و حتی علوم طبیعی در کمیسیون های سه گانه مربوط به دروس معارف، برای وصول به شناختی عینیتر از مسائل فردی و ایجاد گفتگویی میان رشتهای میان متخصصان الهیّات و رشتههای علوم انسانی و طبیعی؛ 2.تنوع بخشی بیشتر به تعداد دروس اعتقادی با نظر به علائق دانشجویان (مثلا درس علم و دین با محوریت مسائل یک رشته خاص علمی مثل روانشناسی، زیستشناسی یا فیزیک) یا با نظر به نیازهای اجتماعی و مهارتافزایی (مثلا مشاوره الهیّاتی و تربیت الهیّاتی)؛ 3.ارائه دروس کارگاهی با مشارکت دانشجویان رشتههای گوناگون برای تبادل تجربیات الهیّاتی (مثلاً تجربه های نزدیک به مرگ، تجربه های دچار شدن به تردید های ایمانی)؛ 4. ارائه دروس سمیناری با تدریس اساتید متعدد در یک نیمسال تحصیلی (دانشجو حس کند که مطلب را همه جانبه دریافت می کند و چیزی از او مخفی نگه داشته نمی شود)؛ 5. معرفی دروسی مثل تفکر نقاد و تفکر خلاق برای مواجهه دقیقتر با پرسشهای الهیّاتی؛ 6. معرفی دروسی با محوریت معرفی منظومه فکری متفکران دینی همچون آیت الله مطهری، شهید صدر، آیت الله جوادی آملی. 7. استفاده از روش معرفی به استاد برای دروس معارف تا هر کس بتواند دنبال دغدغه خود را دنبال کند.
ایشان در جمع بندی سخنان خود، توجه به راه کارهای ذکر شده را نهایتاً موجب توجه به نیازها و علایق دانشجویان و عدم ایجاد احساس تحمیلی بودن نسبت به دروس معارف، افزایش اثر بخشی معرفتی، گرایشی و رفتاری این دروس بر دانشجویان، و ارتقای علمی اساتید معارف در اثر ارتباط علمی آنها با رشتههای دیگر دانستند.
دکتر اکبری در بخش پرسش و پاسخ به این نکته اشاره کردند که حوزه های الهیّاتی باید از موازی کاری پرهیز کرده و لازم است یک تقسیم کار ملی در این زمینه صورت بگیرد. ایشان در پاسخ به پرسش دیگری باز هم تاکید کردند که دروس الهیّاتی باید از حالت تحمیلی خارج شود و جنبه دلسوزانه داشته باشد و ناظر به سوالات دانشجو باشد و در عین حال باید اجازه دهیم دانشجو خود به به بررسی ادله و تصمیم گیری درباره آنها بپردازد.