گزارش برگزاری یازدهمین پیش نشست با سخنرانی آقایان سید ایمن رضوی(تاثیر تقوا بر مدیریت) و مرتضی مطهری فریمانی (تاثیر ناخودآگاه بر دینداری)
به اطلاع می رساند یازدهمین پیش نشست کنفرانس بین المللی الهیّات عملی روز دوشنبه 11 بهمن 1400، با سخنرانی جناب آقای سید ایمُن رضوی با عنوان «تاثیر تقوا بر مدیریت؛ معرفی نظریه مدیریت 1 به 1» و جناب آقای مرتضی مطهری فریمانی با عنوان «تاثیرات ناخودآگاه بر دینداری» به زبان انگلیسی برگزار گردید.
علاقه مندان می توانند فیلم این نشست را در ذیل مشاهده نمایند.
تاثیر تقوا بر مدیریت؛ معرفی نظریه مدیریت 1 به 1 (فایل ارائه)
آقای رضوی در سخنرانی خود به ارائه الگویی اسلامی از مدیریت با محوریت مفهوم تقوا پرداختند و معتقد بودند که این بحث می تواند در ذیل الهیات عملی، به عنوان الهیاتی که به طور نظام مند ناظر به زندگی روزمره و پویای انسان و تجربه های زیسته اوست، تعریف شود.
ایشان با اشاره به تجربه عملی خود در حوزه مدیریت (به عنوان یک مدیر)، نظریات مرسوم در زمینه مدیریت را ناقص و نامتناسب با آموزه های اسلامی دانستند. امروزه با سه الگوی سود محور، تجارت محور و انسان محور در مدیریت مواجه هستیم که هر چند در آخرین نسخه مدیریت انسان محور که مبتنی بر فلسفه چابک (agile philosophy) است، ارزش های انسانی نقش اساسی دارد، اما تا کنون هیچ الگوی خدا محوری در مدیریت ارائه نشده است، لذا نیازمند استخراج چنین الگویی بر اساس مبانی و متون دینی هستیم.
آقای رضوی در ادامه به سراغ متون دینی اسلامی رفته و با استناد به آیه سیزدهم سوره مبارکه حجرات، تقوی را به عنوان ملاک شرافت و ارزش گذاری انسانی، مفهومی قابل استفاده در حوزه مدیریت نیز داستند. ایشان با استفاده از آیات متعدد قرآن کریم، 12 ملاک را برای انسان متّقی بر شمردند: 1.ایمان به غیب و توجه به حضور دائمی خداوند، 2.مراقبت از همه اعمال در آشکار و نهان، 3.ذکر دائمی خداوند و به طور خاص اهتمام به اعمال عبادی، 4.زکات مادی و معنوی در راه خداوند، 5.توبه از گناهان و عدم تکرار آنها، 6.وفای به عهد و صبر بر مشکلات و سختی ها، 7.اهل حقیقت و صدق بودن، 8.اهل ادب و احترام در سخن بودن، 9.اهل عدالت و انصاف بودن، 10.کنترل خشم و در گذشتن از خطای دیگران، 11.اهل احسان (و به طور کلّی فضایل اخلاقی) بودن، 12.پاک بودن از گناهان (طیّبین).
آقای رضوی پس از بر شمردن ویژگی های انسان با تقوا، بر مفاهیم کلیدی مدیریت سازمانی متمرکز شدند و نشان دادند که هر یک از حوزه های هدف، فلسفه، چارچوب ارتباطی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، نحوه ارتباط با مشتریان سازمان، رهبری و نظام پرداختی (تشویق و احترام) در یک سازمان را می توان مبتنی بر مفهوم تقوی بازتعریف کرد.
ایشان در بخش انتهایی سخنانشان، طرح اولیه خود از نظریه مدیریت 1 به 1 را مطرح کردند. طبق این نظریه که البته جنبه عام دارد و در مدیریت هم قابل اعمال است، هر فرد انسانی (در همه سطوح شخصی، سازمانی و اجتماعی) در ارتباط با خداوند، هر چقدر تقوای بیشتری–بر اساس ملاک های ارائه شده برای متّقی بودن- داشته باشد، آنگاه هدایت و لطف بیشتری را از جانب خداوند دریافت می کند و با استمرار این چرخه، هر فرد انسانی و به تبع آن سازمان و جامعهی متشکل از افراد به تکامل و پیشرفت می رسد.
ایشان در بخش پرسش و پاسخ، در توضیح چرایی ناکارآمدی بسیاری از مدیران در جهان اسلام، یکی از علل آن را عدم پایبندی به تقوا دانستند. در واقع متّقی بودن مرحله ای فراتر از مومن بودن است، و صرف مومن بودن برای رستگاری در دنیا و آخرت کافی نیست، و تنها مدیریت بر اساس تقوا –که مبتنی بر درک حضور دائمی خداوند است- است می تواند جامعه اسلامی را به کمال و پیشرفت برساند.
***
تاثیر ناخودآگاه بر دینداری (فایل ارائه)
آقای مطهری در سخنرانی خود به بررسی تاثیر امور ناخودآگاه بر دینداری پرداختند. ایشان در ابتدای امر این باور عمومی که بیشترین تاثیر ناخودآگاه در دوران نوزادی و کودکی انسان است و تدریجا با بالارفتن سن به خودآگاه تبدیل می شود را به چالش کشیدند. از نظر آقای مطهری به نظر می رسد تاثیر ناخودآگاه در زندگی انسان کمتر نمی شود بلکه صرفاً پیچیده تر می گردد.
ایشان در توضیح این امر که اساساً ناخودآگاه در زندگی ما وجود و تاثیر دارد به مفهوم «أخفی» در آیه هفتم سوره مبارکه طه و همچنین برخی نمونه های آن در زندگی روزمره دینی و غیر دینی ما اشاره کردند. مثلاً اینکه انسان گاه احساس می کند که کاری را برای خدا انجام داده ولی وقتی بیشتر تامل می کند پی می برد که برای خدا نبوده. یا اینکه در موارد بسیاری رخ می دهد که فرد در وهله اول به چرایی خوش حالی یا ناراحتی خود ملتفت نیست و تنها پس از دقت نظر بدان آگاه می گردد. نمونه دیگر ارتباطی است که ذهن میان برخی واژگان و رنگ ها برقرار می کند.
آقای مطهری با اشاره به اینکه تحلیل ایشان از ناخودآگاه تا حدّی به مباحث cognitive dissonance در روان شناسی مرتبط می شود، ناخودآگاه را یک سیستم پیچیده و فعال دانستند که کارکرد اصلی آن ایجاد و حفظ هارمونی و سازگاری میان باورها، احساسات و رفتارهای (افعال) فرد است. در واقع ناخودآگاه در ارتباط طبیعی و سلسله مراتبی میان باورها، احساسات و رفتار تاثیر می گذارد و به نوعی آن را بر هم می زند. به عبارت دیگر ناخودآگاه می تواند موجب شود که به جای آنکه باورها موجب شکل گیری احساسات و احساسات موجب شکل گیری رفتار و فعل شوند، این نظم را بر هم زده و معکوس کند (که چه بسا تاکید قرآن کریم بر تاثیر افعال بر ایمان و باورها می تواند از همین رو باشد). به علاوه در مواردی نیز ناخودآگاه برای حفظ هارمونیِ میانه سهگانه مذکور، باورها یا احساساتی را اضافه یا داده هایی را که ممکن است این سازگاری را بر هم بزند به طور خودکار حذف کند.
ایشان در بخش دوم سخنان خود به ارائه مثال های متعددی از اینکه چگونه ناخودآگاه -بر اساس فرایند توضیح داده شده- می تواند بر دینداری فرد –عموماً به صورت منفی- تاثیر بگذارد اشاره کردند. برای مثال اینکه چگونه انجام گناه توسط فرد دیندار می تواند به صورت ناخودآگاه موجب فاصله گرفتن او از عبادت و شک در اعتقادات شود، چگونه ناخودآگاه موجب می شود پس از توبه نیز فرد گناه را تکرار کند، چگونه ناخودآگاه مانع دیندار شدن فرد غیر دیندار حتی در مواقعی که آن فرد با مطالب درست و خوبی در دین مواجه می شود، می گردد، چگونه در افراط گرایی های دینی، ناخودآگاه باورها و احساسات اخلاقی انسان را کنار می زند و نهایتاً اینکه ناخودآگاه چگونه موجب عمیق نشدن فهم دینی یا عدم تغییر باورهای دینی –در مواردی که دلایل منطقی برای این تغییر وجود دارد، -با ایجاد هراس کاذب- می شود.
آقای مطهری در انتهای سخنان خود، روش ها و راه کارهایی را –در قال سوال- برای ارزیابی میزان فعال بودن ناخودآگاه در وجود انسان –و به تبع کنترل آن- ارائه دادند: تا چه حد می توانیم از عقایدی که قبول نداریم –بدون اینکه دیگران متوجه شوند- دفاع کنیم؟ چقدر برای دفاع از باورهای خود وقت می گذاریم و چقدر برای نقد و به چالش کشیدن آنها؟ تا چه اندازه در طول زندگی باورها و سبک زندگی خود را تغییر داده ایم؟ هنگامی که درباره تغییر باورها و عواطف خود می اندیشیم، چه احساسی پیدا می کنیم.