گزارش سخنرانی دکتر امیر عباس علی زمانی در پیش نشست دهم: الهیات به مثابه درمان (الهیات و رنج های وجودی)
در ادامه فایل تصویری و گزارش مکتوب سخنرانی جناب آقای دکتر امیر عباس علیزمانی (دانشیار گروه کلام و فلسفه اسلامی دانشگاه تهران) با عنوان « الهیّات به مثابه درمان (الهیّات و رنجهای وجودی)» در دهمین پیش نشست کنفرانس بین المللی الهیات عملی که در تاریخ 6 بهمن ماه 1400 به میزبانی بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی برگزار گردید، تقدیم علاقهمندان می شود.
دکتر علی زمانی در سخنرانی خود به توضیح چگونگی شکل گیری الهیات مدرن وجودی و لزوم ایجاد آن در الهیات اسلامی پرداختند. از نظر ایشان، الهیّات سنتی از دیرباز تا اوایل قرن بیستم، بیشترِ اهتمام خود را در تحلیل مفاهیم بنیادین دین، تحلیل دقیق مدعیات دینی و پیش فرضهای آن، اثبات عقلانی صدق این مدعیات، و پاسخگویی به شبهات معطوف داشته بود. در دوران مدرن، به ویژه پس از مواجهه با شرایط خاص پس از جنگ جهانی که در آن انسان همه معانی را از دست داده و در یک وضعیت غرق شدگی و از دست رفتگی قرار می گیرد، با نوعی تحول بنیادین در رویکرد به الهیّات و رسالت اصلی آن مواجه میشویم (اشاره به فیلم سینمایی نور زمستان اثر برگمان که به خوبی این فضا را به تصویر می کشد) که رسالت خود را نه در صرف حل مسائل نظری بنیادین بلکه در درمان رنج های انسان جدید و ارتباط با خداوند به عنوان کانون معنا میداند. دکتر علی زمانی در تبیین تفاوت مبنایی الهیات سنتی با الهیات مدرن وجودی، اوّلی را ناظر به سخن گفتن درباره خداوند می داند، در حالیکه دغدغه الهیات وجودی سخن گفتن با خداوند است.
این الهیّات مدرن با مشعلدارانی همچون بارت، بولتمان، تیلیش و ... که اغلب رویکردی وجودی به الهیّات مسیحی داشتند، بیش از تاکید بر صدق نظری، بر مفید بودن عملی الهیّات در حل بحران های وجودی انسان معاصر تاکید دارد. در این رویکرد وجودی، وجود خاص انسانی، رنج های وجودی او و شیوه مواجهه با این رنجها مرکز اصلی الهیّات است. وظیفه اصلی متاله به تعبیر تیلیش نوعی گفتگو با فرهنگ زمانه و طبابت رنجهای وجودی انسان معاصر است: رنج تنهایی، رنج ناامیدی واضطراب وجودی، رنج پوچی و رنج ترس از مرگ. متاله مدرن به یک معنا به دنبال دستگیری و مراقبت است.
ایشان سپس به سراغ الهیات اسلامی رفته و بر این امر تاکید کردند که اکنون نیاز به چنین الهیّات وجودی درمانگری بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، چرا که بسیاری از مسلمانان نیز امروزه دچار بحران های وجودی شده اند. از نظر دکتر علی زمانی ما باید در پی تاسیس و گسترش نوعی الهیّات وجودی و درمانگر اسلامی باشیم که محور آن نه ادله اثبات وجود خدا و تفسیر ظاهری متون، بلکه رنج های وجودی و انضمامی انسان دارای گوشت و پوست و استخوان باشد و اساساً دین در جوهره خود در درجه اول به جنبه های وجودی انسان و عالم انفسی او نظر دارد.
از نظر ایشان، هرچند تا کنون چنین الهیات مدرن وجودی در الهیات اسلامی ایجاد نشده است، اما بن مایه ها و ظرفیت های وجودی بسیاری در سنت اسلامی برای تاسیس چنین الهیاتی وجود دارد. در متون دینی قرآنی و حدیثی، منابع عظیم وزیبایی برای استخراج، بازسازی و تاسیس نوعی الهیّات درمانگر و معطوف به رنجهای وجودی انسان وجود دارد. برای مثال قرآن کریم خودش را کتاب شفا و درمانگر می داند (فیه شفاء للناس) و امیرالمومنین (ع) در روایتی پیامبر اسلام را «طبیب دوّار بطبّه» معرفی می کند. در ادعیه شیعی نیز عبارات بسیاری همچون «یا عماد من لا عماد له»، «یا رفیق من لارفیق له»، «یا حرز من لا حرز له» وجود دارد که همگی ظرفیت استفاده در الهیات وجودی را دارند.
ایشان در بخش پایانی سخنانشان، در کنار متون دینی، به سنت ادبیات عرفانی و به ویژه آثار عطار و مولانا اشاره کردند که بستر بسیار غنی و خوبی را برای شکل دادن به یک الهیات وجودی اسلامی در اختیار قرار می دهد.