گزارش برگزاری نهمین پیش نشست با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین محمد تقی سبحانی: از الهیات عملی تا کلام کاربردی
1400-10-19

به اطلاع می رساند نهمین پیش نشست کنفرانس الهیّات عملی با عنوان «از الهیات عملی تا کلام کاربردی» روز شنبه 18 دی 1400، با سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین محمد تقی سبحانی (مدیر انجمن کلام اسلامی حوزه و عضو هیئت علمی پژوهشکده فلسفه و کلام پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی) توسط انجمن کلام اسلامی حوزه با همکاری دبیرخانه علمی کنفرانس الهیّات عملی، برگزار گردید. علاقه‌مندان می توانند فیلم کامل این جلسه را در ذیل مشاهده نمایند:

 
همچنین گزارش مکتوب این جلسه نیز در ادامه تقدیم علاقه مندان می گردد:

حجت الاسلام و المسلمین سبحانی در بخش اوّل سخنرانی خود به بررسی مفهوم الهیات عملی در مسیحیّت پرداخته و بستر تاریخی شکل گیری این مفهوم را مورد بررسی قرار دادند. از نظر ایشان در طول تاریخ مسیحیّت و به طور خاص در قرون وسطی، ساحت دین و دنیا دو ساحت کاملاً مجزای از یکدیگر تلقّی می شده است و از این رو دین تنها به ساحت معنوی و متعالی انسان نظر داشته و اداره امور دنیوی انسان را به خود او واگذار کرده بود. به دنبال عصر نوزایی و در ادامه آن دوره روشنگری در غرب، انسان مدرن از پذیرش هرگونه مرجعیّت فراانسانی و دینی سرباز زد. در چنین فضایی، کلیسا از اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم میلادی در صدد بازسازی دستگاه روحانیّت و الهیات خود برآمد تا بتواند نسخه ای از مسیحیّت ارائه دهد که به جنبه های عینی و زمینی بشر در عرصه اجتماعی توجه بیشتری داشته باشد. در همین دوران، شلایر ماخر با کنار نهادن تقسیم بندی سنّتی از الهیّات به الهیّات عقلانی و وحیانی، تقسیم بندی سه گانه الهیّات فلسفی، تاریخی و عملی را ارائه داد، و همه امور ناظر به عمل، در همین دسته اخیر جای گرفت. امروزه تقسیم بندی چهارگانه از الهیّات رواج بیشتری دارد که در این دسته بندی نیز الهیّات عملی در کنار الهیّات وحیانی (متن مقدّس)، تاریخی و دگماتیک گنجانده شده است، و هدف از آن عینی سازی و وارد ساختن سه حوزه دیگر الهیّات در زندگی بشر است و از حدود 1970 میلادی به طور رسمی رشته الهیات عملی نیز در حوزه الهیّات تاسیس شده است.

ایشان سپس الهیّات عملی را بر اساس اندیشه ریچارد اُسمر و در قالب وظایف چهارگانه آن تعریف کردند: وظیفه اوّل توصیف و شناخت پدیده های زندگی عینی بشر است، وظیفه دوم تفسیر این رویدادهاست، وظیفه سوم وظیفه هنجاری است و به این امر می پردازد که این رویدادها باید چگونه باشد، و نهایتاً بر اساس وظیفه چهارم، باید شیوه ها و طرق رسیدن به وضعیت مطلوب تعیین گردد.

حجت الاسلام و المسلمین سبحانی در ادامه سخنانشان به بررسی مفهوم جدید الهیّات کاربردی و نسبت آن با الهیات عملی پرداختند. الهیات کاربردی را که بیش از دو دهه از عمر آن نمی گذرد، می توان شاخه ای از الهیات عملی و امتدادی از الهیات شبانی و تبشیری دانست. به عبارت دیگر، الهیات عملی دامنه بسیار وسیعی از همه حوزه های مربوط به عمل انسانی (از جمله نحوه اداره کلیسا، مباحث خطابه ورزی) و همچنین تامّلات نظری درباره مبانی عمل انسانی را نیز شامل می شود، اما الهیات کاربردی صرفاً به امور جزئی و عینی در زندگی بشر و دغدغه های روزمره و اجتماعی او نظر دارد.

ایشان بخش دوم سخنرانی خود را به بررسی الهیات و کلام عملی/کاربردی در سنّت اسلامی اختصاص دادند. از نظر ایشان، دو تفاوت اساسی میان الهیّات مسیحی و الهیّات اسلامی وجود دارد: اوّل آنکه اسلام بر خلاف مسیحیّت از ابتدا و ذاتاً آمیخته و عجین با زندگی روزمره و عینی بشر بوده است و از همین رو بسیاری از دغدغه های کلامی نخستین ناظر به واقعیات زندگی مسلمانان بوده (مانند مسئله امامت، مرزبندی اجتماعی ایمان و کفر، قَدَر). دوم آنکه کم رنگ بودن مباحث عملی و اخلاقی در سنّت کلام اسلامی از آن روست که الهیّات اسلامی تنها منحصر در کلام نبوده، بلکه دو علم مهم دیگر یعنی فقه و اخلاق نیز همواره در کنار کلام وجود داشته است.

حجت الاسلام و المسلمین سبحانی تاکید کردند که نباید گذاشت علم کلام کاملاً از مباحث عملی (فقهی/اخلاقی) بیگانه شود، بلکه حدّاقل لازم است مبانی نظریّات فقهی و اخلاقی نیز ضمن مباحث کلامی مطرح گردد، که ایشان بدان عنوان کلام عملی را دادند. البته ایشان معتقد بودند که به مانند سنّت مسیحی باید از کلام کاربردی نیز سخن گفت. به عبارتی، در کلام عملی ضوابط، اصولِ کلّی و کبریات عمل انسانی مشخّص می گردد و در نتیجه هنوز بسیاری از مباحث جنبه نظری دارد، ولی در کلام کاربردی مصادیق عینی و جزئی افعال در بستر زندگی روزمره و اجتماعی بشر (مبتنی بر آن کلّیات) مورد بررسی قرار می گیرد. ایشان کلام خود را چنین جمع بندی کردند که کلام کاربردی دو وظیف خاص را بر عهده دارد: یکی تفسیر الهیّاتی از زندگی عینی بشر و دیگری مشخّص کردن شیوه تغییر زندگی برای رسیدن به زندگی مطلوب دینی.

پس از پایان سخنان حجت الاسلام و المسلمین سبحانی، نوبت به بخش پرسش و پاسخ رسید. مهم ترین مطالبی که در این بخش مطرح گردید، به شرح زیر است:

  •  به غیر از فارابی، اندیشمندان دیگری نیز در سنّت اسلامی (تا قرن چهارم) به کلام افعال (که اوّلین بار توسط فارابی مطرح گردید) توجه داشته اند و اساساً مسائل زندگی عینی بشر، از دیرباز مطمح نظر متکلّمان مسلمان بوده است.
  • وظیفه اصلی کلام عملی تبیین جنبه های عملی دین است و همچنین لوازم و استنتاج هایی را که ناظر به حوزه عمل از مباحث اعتقادی به دست می آید را نیز مشخص می کند، ولی در کلام کاربردی، الهیدان به طور مستقیم به صحنه اجتماع وارد شده و تلاش می کند پدیده های اجتماعی را به نحو الهیّاتی تفسیر و هنجارشناسی کند و نهایتاً به راهکارهایی عملیاتی برای بهبود وضع موجود برسد.
  • هرچند الهیات عملی و کاربردی هر دو ناظر به عمل هستند، ولی عنصر زمان و مکان در الهیات کاربردی بسیار پر رنگ تر است.
  • الهیدان کاربردی نقطه آغاز کار خود را بررسی واقع اجتماعی قرار می دهد و از این رو اوّلا از منظر علوم اجتماعی مختلف رویداد ها را مطالعه می کند و سپس بر اساس مبانی الهیاتی به تفسیر این رویداده ها پرداخته و نهایتاً تفسیر جدید خود را در ساحت عینی مجسّم می سازد. البته این ارتباط وثیق الهیدان کاربردی با علوم اجتماعی، مشروط بدان است که این علوم از هرگونه منظر الهیاتی تهی نشده باشند (که متاسفانه امروزه علوم اجتماعی رایج بدین وضع دچار گشته و کاملاً سکولار شده اند).
  • در راستای توجه به کلام عملی/کاربردی، تغییرات رسمی و غیر رسمی در حوزه علمیه آغاز شده است. در سطح رسمی، اضافه کردن رشته تبلیغ و همچنین گرایش کلام کاربردی در سطح چهار حوزوی را می توان در همین راستا ارزیابی کرد. به علاوه در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی نیز کلان پروژه جدید آن در حوزه کلام کاربردی (در دو زمینه ایمان و اجتماع) در دست تعریف است.
  • با اختصاص موسسات و ناشران خاصی به حیطه الهیات کاربردی، می توان کتب و مقالات گوناگونی را در حوزه دغدغه ها و معضلات اجتماعی با رویکرد الهیاتی منتشر ساخت و ادبیات قابل توجهی را در این حوزه تولید کرد.
  • هرچند کلام کاربردی متّکی بر اصول و مبانی ثابتی است که از الهیات نظری و الهیات عملی به دست می آید، ولی در فهم مسئله و راهکارهای پیشنهادی کاملاً متاثّر از عناصر محیطی و فرهنگی است.
  • وظیفه اصلی دانشگاه در حوزه الهیّات باید پرداختن به الهیات عملی و کاربردی باشد، زیرا این نهاد محل تلاقی علوم انسانی، علوم تجربی و الهیات محسوب می شود.